نمایش: ناصر آویژه متأسفانه هنوز توجه جدی به تئاتر کودک نمی شود خاطرات و کابوس های یک جامـه دار از زندگی و قتل مـیرزا تقی خان فراهانی

خاطرات و نظر گاه‌هایی از "خاطرات و کابوس‌های یک جامـه دار از زندگی و قتل مـیرزا تقی خان فراهانی"...!
 تالار وحدت تهران اخیراً شاهدآخرین  أجرای نمایشی کم نظیر بـه نام: "خاطرات و کابوس‌های یک جامـه دار از زندگی و قتل مـیرزا تقی خان فراهانی"بوده است
قصد ازنگارش این سطوردر وهله نخست تشکری صمـیمانـه و صادقانـه هست از علی رفیعی و گروه هم کارانش درآفرینش این نمایش کـه پس از مدت‌ها موجد هوایی تازه درون فضای تئاتر کشورشدند و پس از آن بیـان نظرگاه‌هایی درون معرفی و نقد این نمایش 
یکم: متن نمایش:
الف: روایت و نقشـه نمایش:
روایت نمایش  بر پایـه ساختن  واقعیت بر بستر استعاره‌ای عمـیق است
نمایش از انتهای قصه  با صحنـه قتل امـیر کبیر  درون فین کاشان آغاز مـی‌شود  و صحنـه آرایی نمایش نیز فضای و خزینـه مقتل مـیرزا تقی خان را درون ابتدای نمایش بـه خوبی ایجاد مـی‌کند، ناصر آویژه متأسفانه هنوز توجه جدی به تئاتر کودک نمی شود بقیـه نمایش بر بستر همـین آب ادامـه دارد، اما این آب دیگر فین تنـها نیست، کشور ایران هست کشوری کـه خون امـیرکبیر درون آن ریخته شده هست چنانکه خون بسیـار آزادمردان دیگر کـه دل درون گرو  بهبودش داشته‌اند. ناصر آویژه متأسفانه هنوز توجه جدی به تئاتر کودک نمی شود نمایش روی آبی اجرا مـی‌شود کـه مـیرزا آقاخان نوری و بسیـار امثال او سر درون آن مـی‌شویند(صحنـه سر شستن مـیرزا آقا خان درون نمایش اجرا مـی‌شود) و وطن را بـه وجود ناپاک خود  ملوث مـی‌کنند، بسترِ آبی که  سفیر مختار انگلیس با چکمـه‌های مـهاجمش -چنانکه درون دنیـای واقعی-آن را لگد کوب مـی‌کند.
طرفه اینکه همـه این اتفاقات هم درون فضای واقعی نمایش و هم درون فضای  تمثیلی آن   یعنی کشور ایران اتفاق مـی افتد ... ناصر آویژه متأسفانه هنوز توجه جدی به تئاتر کودک نمی شود و مساله شایـان توجه تناسب این واقعیت  و استعاره هست که بـه گونـه‌ای استادانـه   بر هم مـی‌نشیند و هرگزحالتی مصنوعی یـا شعاری بـه خود نمـی‌گیرد
ب: روایت تاریخی نمایش:
داستان نمایش  روایتی آزاد هست و نویسنده عهدی بر تاریخ نگاری صرف نبسته هست -که اساساً ساز وکار  نمایش خلاق نیز چنین هست نـه ارائه یک نسخه تاریخی صرفاً کتابخانـه‌ای-، اما که تا حد قابل قبول امانتدار تاریخ بوده هست و، نقش خود امـیر کبیر، مـهد علیـا،شاهزاده‌های قجری، سفیر انگلیس و .... همـه بر جاده‌ای مـهربان با روایت واقعی تاریخی- با درجاتی دخل و تصرف داستانپردازانـه  ملزوم -پیش مـی‌رود. نکته قابل توجه و ویژه این متن عنایت بـه نقش عزت الدوله همسر مـیرزاتقی خان و شاه درون این داستان و نوعی هویت مستقل بـه این شخصیت  مـهم درون کنار امـیرکبیرو زندگی پر زیر وبالای  اوست کـه جایش بدین شکل و سیـاق در  نسخه‌ها و روایـات تاریخی متقدم خود غایب بوده هست و بدیع و قابل ستایش بـه نظر مـی‌رسد
نکته قابل نقد متن شاید اغراق بدون فایده بر ناپختگی شخصیت ناصر الدین شاه و بلاهت مـیررا آقاخان نوری است  ، البته گاهی عنصر  اغراق درون داستان  به منظور روشنگری و  درشتنمایی  لازم مـی‌نماید، اما درون این نمایش ظاهرالامر نویسنده  چیره دست طرفی از این اغراق نبسته  و معصیتی بی لذت شاید مرتکب شده است... بـه بیننده درون این نمایش مستمسکی به منظور آن حد خامـی و نادانی ناصرالدین شاه نمـی‌یـابد و ارائه شخصیتی کمـی واقعی‌تر از او بـه نظر بـه پیوستگی کل نمایش کمک بیشتری مـی‌کرده است، این مـهم درون باره مـیرزا آقاخان نوری هم بـه طریق اولی صادق است؛ مـیرزا آقا خان نوری شخصیتی وابسته اما دانا و آگاه بـه تاریخ (حداقل نـه آن مقدار نادان کـه در نمایش آمده)بوده هست و درون بدبینی شاه جوان بـه امـیرکبیرو حذف او  نقش موثری داشته هست و معلوم نیست وجود او بـه عنوان دشمنی ضعیف با بلاهت زیـاد درون برابر امـیر کبیرچه کمکی بـه روند نمایش کرده است، شاید ارائه چهره‌ای واقعی‌تر از ایشان بـه عنوان دشمنی قوی درون برابر مـیرزاتقی خان اعتبار بیشتری را هم به منظور نمایش و هم به منظور شخصیت محوری آن، امـیرکبیر، ایجاد مـی‌نمود
ج: متن ادبی نمایش:
نثر این نمایش بسیـار زیبا، گوش نواز، خواندنی و مـهمتر ازهمـه شاید، درون خدمت کل نمایش است؛ هیچ تلاشی به منظور مغلق نویسی بـه نظر نمـی‌رسد و از سویی روانی و زیبایی ادیبانـه متن نشان از نویسنده‌ای توانا دارد کـه بارها بارها متن خود را صیقل داده هست و تقریباً به منظور تمام لحظه‌های نمایش و بر پایـه شخصیت هر کدام از افراد آن، جمله هاو گفتگوهارا بـه زیبایی و طنازی خلق و انتخاب نموده است.
گلچینی از گفته‌های جامـه دار، امـیر و عزت ادوله خود بـه تنـهایی از نمونـه‌های قابل اعتنا و عرضه  ادبیـات امروز ما مـی‌تواند باشد
 صرفنظر از اجرا و روایت تاریخی، متن این نمایش از نظر ادبی چون پیکره‌ای تراشیده و زیباست کـه خواه ناخواه خود را بـه رخ بـه بیننده نمایش مـی‌کشد و در جذابیت و زیبایی کل کار بدون شک اثری مستقیم و قابل اعتنا داشته است، نمونـه چنین دقت و زیبا نویسی و صیقل دهی را شاید درون ادبیـات نمایشی ایران درون کارهای مرحوم رادی مـی‌توان سراغ گرفت
دوم: سالن نمایش و صحنـه آرایی
به واقع مـی‌توان گفت کـه تالار وحدت بهترین انتخاب به منظور نمایشی با چنین طراحی صحنـه پر ادوات و ریزه کاری‌های پر کار و رنگارنگ  بوده هست و طراحی صحنـه‌ها نیز دقیقاً هماورد متن بسیـار قوی و این تالار نمایش انتخاب شده است
از ظرافتهاو خلاقیت  درون زمـینـه طراحی و أجرای کل نمایش بر آب با ویژگی‌های خاص این نوع کار که تا اجرای هنرمندانـه، پر شکوه و نزدیک بـه واقعیت صحنـه‌هایی مثل تاجگزاری سلطان صاحبقران، صحنـه شکار، حرمسرا .... همـه و همـه نشانگر حضور تفکر و طراحی مبتنی بر اندیشـه و گروه اجرای صحنـه آرایی حرفه‌ای این نمایش است، تفکر پشتیبان این طراحی چنان دلفریب و چشم نواز هست کـه با چشمان بسته هم بشود حدس زد کـه اندیشـه علی رفیعی درون پشت این طراحی صحنـه جا خوش کرده  است
سوم:
طراحی لباس:
در طراحی لباس هم درجاتی از خلاقیت دیده مـی‌شود بـه گونـه‌ای کـه انگار  طراحان و مجریـان درون قسمت‌هایی بـه سمت کلیشـه‌های تاریخی تکراری نرفته‌اند و طرحی نو درون انداخته‌اند.
این ویژگی درون جاهایی هست که لباس‌ها سمبلیک انتخاب شده‌اند
یکی امـیر با ردای خاکستری صدارت و دیگری درباریـان وابسته با لباس‌های متحدالشکل سیـاه، دیگر از نقش‌های قجری تکراری خبری نیست، رداها جملگی پالتوهایی ساده هستند کـه در جریـان نمایش سوای پوشانندگانشان شخصیت پیدا مـی‌کنند، این طراحی البته بـه روانی صحنـه‌هایی مثل عزل امـیر -با بیرون آوردن ردای خاکستری -هم کمک شایـانی کرده است
نقاب‌های روی چهره‌ها نیز کـه به نوعی طراحی سمبولیک غیر واقعی مـی نمودنددر ألقای فضای دروغ وتزویر بدون نیـاز بـه حتی یک دیـالوگ از نقاط قابل توجه دیگر این طراحی ست
طراحی لباس ناصرالدین شاه و بانوان از مـهد علیـا و عزت الدوله و گلین گرفته که تا زنان حرمسرای ناصری هر چند ویژگی خاصی ندارد اما  درون حد متوسط و قابل قبول است
چهارم:
کارگردان و بازیگران
و کارگردان، علی رفیعی بار دیگر ثابت مـی‌کند کـه ترکیب بندی چیره دست هست که مـی‌تواند این حجم  بازیگر، رنگ، لباس،صحنـه‌های متفاوت و نور رااستادانـه درون هم بیـامـیزد و اثری چنین ممتاز و دیدنی بیـافریندو البته چه انتظار دیگری مـی‌شود داشت از او کـه استخوان درون این کار خرد کرده هست ودر تئاتر شاهکارهایی مثل شازده احتجاب و همـین خاطرات و کابوس‌های یک جامـه دار...(اجرای قبلی) را درون کارنامـه خود دارد
و بازیگران؛
بعضی انتخاب‌ها واقعاً خاص و ناب است:
سیـامک صفری: انگار آفریده شده هست تا نقش جامـه دار را هنرمندانـه ایفا کند، او روایتگر کل داستان هست و نام نمایش با رندی و هوشمندی از او وام گرفته شده است، تمام وجود او؛ صدای آرامبخش مؤثر، آرایش منعطف بدنی و تسلط او بر متن و صحنـه همـه و همـه  درون خدمت نمایش است، او درون اکثر لحظات نمایش بدون تلاش و زور زدن صاحب صحنـه هست و شایستگی خود را درون این مالکیت درون عین تواضع نشان مـی‌دهد، اغراق نخواهد بود اگر ذکر شود کـه نمایش بدون حضوراو-با یک دست لباس سفید!- چنین خوش آب ورنگ از آب درون نمـی‌آمد و چیزی کم داشت،
او چیره دستانـه آیینـه‌ای درون برابر بینندگان نمایش مـی‌گذارد کـه واقعیت خود را بـه نظاره بنشینند  و تنـها بـه یک دهشاهی شاهد سکنات أمـیر و حتی  جنازه‌اش باشند ...!!
مـهدی سلطانی: درون نقش امـیر کبیر توانا و مسلط است، او این توانایی را دارد کـه بینندگان نمایش رابه پایمردی و امـید امـیر کبیر مؤمن کند، با صدای رسا و بازی مثال زدنی خود آنان را همراه ایده‌ها و برنامـه‌های مـیرزا تقی خان به منظور ایران بنماید و  درون حسرت از دست چنان مردی بارها وبارها بـه گریـه وادارد، سلطانی درون این نمایش نقشش را خوب فهمـیده هست وبه کمال  زندگی مـی‌کند
و نسرین درخشان زاد: نقش او همانا همسر مـیرزا تقی خان و شاه است؛ عزت الدوله، این نقش درون کلیت خود که تا حدی نو و جدید است، عزت الدوله که تا قبل این نمایش نقشی اغلب  حاشیـه‌ای به منظور مخاطبان داستان‌های امـیرکبیر بوده هست که حالا و دراین نمایش بـه متن آمده هست و انصافاً این بازیگر -که نویسنده  این سطور حداقل کار دیگری از ایشان ندیده است-این بـه متن آمدن را بسیـار زیبا و قوی روایت مـی‌کند، بازی درخشان او خصوصاً درون صحنـه‌های تبعید و مرگ امـیر کبیر ومخاطب قرار تماشاگران قابل اعتنا و ستودنی است
و مـهدی جمالی، مصطفی ساسانی درون نقش‌های مـیرزا اقاخان و ناصرالدین شاه و البته سایر بازیگران همگی بازی‌های قابل قبول و به خاطر سپردنی درون قالب متن نمایش دارند
تنـها نکته شاید قدری قابل نقد مریم سعادت درون نقش مـهد علیـاست
این بازیگر با تجربه و تواناانصافا  تلاش مثال زدنی درون ایفای مـهد علیـا دارد و  البته لحظه‌های قابل توجه با بار طنز درون جای مناسب درون نمایش رقم مـی زند اما فیزیک مادرانـه تیپیک قصه‌های ایرانی  و چهره  مـهربان و منعطف   این بازیگر، جذابیت منفور، سبوعیت درون عین مادربودنو استحکام شخصیتی کـه از مـهد علیـا انتظار مـی‌رود را به‌دست نمـی‌دهد، سعادت گرچه تلاش و  تجربه‌اش  درون نمایش روشن و در روایت قسمت‌های مربوط بـه زندگی  مـهد علیـا در  نوع مدیریت او بر حرمسرای ناصرالدین شاهی بسیـار موفق است، اما درون قسمت مربوط بـه نقش سیـاسی و رهبری مـهد علیـا درون سلطنت قاجار چندان چنگی بدل نمـی‌زند
و درون انتها حتما گفت "خاطرات و کابوس‌های یک جامـه دار از زندگی و قتل مـیرزاتقی خان فراهانی"نمایشی هست که حتماً حتما دید، حتی به منظور چند بار، چون ویژگی‌ها، ظرایف و حرف‌هایی به منظور گفتن دارد کـه شاید همـه ان ها را درون یک بار دیدن  قابل جمع نباشد
نمایشی کـه بی اغراق نسبت بـه همالان خود درون بازار پویـای نمایش کشور یک سر و گردن بالاتر بـه نظر مـی‌رسد.
بابک خطی -طبیب کودکان




[تیوال | دیوار ناصر آویژه متأسفانه هنوز توجه جدی به تئاتر کودک نمی شود]

نویسنده و منبع | تاریخ انتشار: Fri, 29 Jun 2018 17:31:00 +0000